23
پیامک می دهی:
"میسو،اینارو معنی کن ببینم چیه"
با دقت که می خوانم می بینم جواب آزمایش بارداریست!
می گویم:
"حامله نیست"
می گویی:
"باشه"
چند روز بعد که برای پرداخت نصف پول برق می آیی با چشمان سبزت که در آن تاریکی برایم خاطره ها را روشن می کند،زل می زنی به چشم های خسته از درس خواندنم و می پرسی: " میشه اونارو کلمه به کلمه معنی کنی؟"
و من می خندم ..نه به تو! به خودم... که ذره ای حس یک "فرزند به پدر" را ندارم...
گفتی: "فعلا پول ندارم ، نصفش رو آوردم" و من بدون هیچ حرفی پنجره ی خسته ی آشپزخانه را بستم و به کتابم پناه بردم ، و تا صبح در ذهنم جنگیدم..با تو .. با او...
دوست داشتم بگویم: نه توانستی باردارش کنی و نه پول برق را کامل بدهی... چرا نمی میری؟
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 14:5 توسط LOnelY
از تو می نوشتم.از تو ، پدر نامرد.